‏نمایش پست‌ها با برچسب عشقولانه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عشقولانه. نمایش همه پست‌ها

ولنتاین


یک‌شنبه ۲۶ بهمن

امسال سومین ولنتاینی بود که با "ه" بودم. به نظر می‌رسه من هر سال دارم بدتر از سال پبش عمل می‌کنم!

سال اول، "ه" از دو هفته قبل از ولنتاین شروع کرد به گفتن این که گل رز خیلی دوست داره. روز قبل از ولنتاین، هر جا که رز می‌دید مستقیم به من یادآوری می‌کرد که خیلی خوبه یکی برای آدم، تو روز ولنتاین گل رز بیاره!
 روز ولنتاین، "ش" به من زنگ زد و گفت: امیر! امروز ولنتاینه، گل یادت نره بخری!

سال دوم، "ه" قرار بود روز قبل از ولنتاین بیاد پیشم.دوباره  مثل سال قبل، هر بار که صحبت می‌کردیم یادآوری می‌کرد که گل لازمه‌ی روز ولنتاینه و ...

امسال، خود "ه" با من اومد و گل رو انتخاب کرد داد دستم که بخرم!

عشقولانه ۲

از این‌جا
من و ه، با ا، م و ن رفته بودیم برای صبحونه. رستورانه خیلی شلوغ بود و ما باید نیم ساعت صبر می‌کردیم تا نوبتمون بشه. قرار شد تو اون مدت بریم تو مغازه‌ی خرت و پرت فروشی کنار رستوران وقت تلف کنیم.

ه: امیر! بخونش؟
ا: Mr. Right, Mrs. Always Right?!
ه: یاد گرفتی؟
ا: خوب این که همون چیزی که من همیشه می‌گم!
ه: چه جوری اون وقت؟
ا: اون‌جا نوشته: Mr. Right, Mr is always right...آپسترف‌اش افتاده:ي :خ‌:خ 

عشقولانه -۱!

امروز گوشی موبایلم از کار افتاد...

ه: دوباره گوشی‌ات رو خراب کردی؟
من:‌ من که خرابش نکردم ... خراب شد...
ه: این چهارمین گوشی‌ایه  که بعد از مزدوج شدنت گم یا خراب می‌کنی!
من: خوب می‌دونی چیه... من از وقتی مزدوج شدم نصف حواسم پیش توهستش خوب!
ه: ااا! خوب نصف حواس من هم پیش توه...
من: خوب معلومه که حواسه من بیشتر از حواسه تو بوده... چون نصف حواس من به اضافه‌ی نصف حواس تو کمتر از کل حواس منه :خ‌خ‌خ‌خ
ه: ....