یادداشت‌های روزانه من

›
چهارشنبه ۸ شهریور دیروز رفته بودم کفش بخرم: من: می‌تونم این کفش رو امتحان کنم؟ فروشنده: چه کفش خوبی انتخاب کردی! معلومه که جنس کفش‌ها رو خوب...

نیمه‌ی پر لیوان

›
یک‌شنبه ۵ شهریور   من سال ۷۶،‌ با خودم قرار گذاشتم که تا جای ممکن، از خط عابر پیاده برای عبور از خیابون استفاده کنم و تا چراغ عابر سبز نشده...

عروسی (۱)

›
جمعه ۳ شهریور من: پس امیرحسین هنوز با دوستای دوره‌ی دبیرستانش در تماس هست! ح: آره، امیرحسین هر وقت میاد ساری، با من و م با هم می‌ریم بیرون....

کار نیکو کردن از پُر کردن است!٬

›
سه‌شنبه ۱۷ مرداد س: من ۵ ساله اینجا هستم.... من: پس Joan باید خیلی ناراحت باشه که داری می‌ری... س: شاید! ولی اون دیگه عادت کرده چه‌جوری ...

picky or geek

›
یک‌شنبه ۱ مرداد هشدار! اگه فهمیدین منظور من چی بوده، باید بهتون بگم: Welcome to the Geek Community! من: به من پول خورد ند...
۲ نظر:

Summer

›
On the bus, a middle-aged man, with a big smile, told me: Him: You know I like summers, because of their Sun and.... Me: ... But I like su...

وضع حال ما!

›
۱- جسته‌ایم ما یافت می‌نشود.....آن چه یافت می‌نشود، آنم آرزوست. ۲- در ناامیدی بسی امید است.....پایان شب سیه سپید است. ۳- جوینده یابنده...

اولین کار در جزیره!

›
پنج‌شنبه ۱ تیر داشتم با یکی از بچه‌ها چت می‌کردم. داشت به پنگلیش تایپ می‌کرد. یه جا نوشت: یشقهعسا ذشظهشساخ یلث دثئهساث لعسا یشی ثدلاشی لاشئ...

کار ما، کار اون‌ها

›
با بچه‌های شرکتی که توش اینترن‌شیپ می‌رم رفته بودیم قایق‌سواری روی امواج خروشان. کتی، یکی از کارمندان گروهی بود که قایق‌سواری را مدیر...

گیک حال بهم زن منم یا تو*

›
شنبه ۲۰ خرداد در این پست دو تا "ن" وجود داره (مواظب باشین گیج نشین!) شب خونه‌ی یکی از بچه‌ها مهمون بودیم. پ: داری به کی اس‌ام‌اس ...
۱ نظر:
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
با پشتیبانی Blogger.