یادداشتهای روزانه من
بیارزشها!
›
سهشنبه ۹ اسفند وقتی برای اولین بار که با مفهوم کلید caps-lock آشنا شدم به نظرم خیلی جالب اومد که طراحان صفحهکلید این قدر دید داشتن که ن...
۱ نظر:
ببین چقدر حقیر شده، اوج بلند بودنم!
›
چهارشنبه ۳ اسفند سایت سفارت آمریکا را چک کردم و دیدم که نوشته ویزام صادر شده. تعجب کردم که چرا با من تماس نگرفتن، ایمیل نزدن (دفعه قبل به ...
نیمهٔ پر لیوان!
›
جمعه ۲۸ بهمن دیشب به یه دلیلی مجبور شدم برم بیمارستان. برنامهٔ اتوبوسها را نگاه کردم. اتوبوسی که تا بیمارستان میرفت دیگه اون وقت شب کار ن...
۱ نظر:
این ره که تو میروی به ترکستان است!
›
دوشنبه ۲۴ بهمن بعضی وقتها، رفتار، کارها و طرز فکر دوروبریهام را میبینم و به نظرم میرسه طرف داره نادرست فکر میکنه یا به اون هدفی که ...
هامون!!
›
جمعه ۲۱ بهمن فرض کن معلم (استاد) تاریخ بیاد سر کلاس و شروع کنه به حرف زدن و درس دادن. برای خودش، بدون هیچ مدرک و سندی شروع کنه به قصه بافت...
فکر کنم یافتم!
›
دوشنبه ۱۷ بهمن مهمونی به وسطش رسیده بود و مهمونها به گروههای دو، سه نفری تقسیم شده بودن و هر گروه داشت در مورد یه موضوعی صحبت میکرد. من...
به نداشتههات میخندم
›
سهشنبه ۱۱ بهمن من: به چی داری میخندی؟ ی: به ریشِ تو میخندم! من: به ریشِ خودت بخند! ی: من که ریش ندارم من: آها! پس داری به نداشتههات می...
خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو!
›
پنجشنبه ۶ بهمن وقتی ابتدایی بودم، ظاهرا تو یکی از کلاسهای پنجم مدرسه، یه نفر یه شعاری یا جُکی روی میز معلم نوشته بود و یکی از معلمها...
سخنان گهربار
›
دوشنبه ۳ بهمن و کمتر لذتی به پای لذتی که در نصفکردن کتاب* است میرسد. *: شاید منظور، لحظهای باشد که نیمی از کتاب خوانده شده.
۱ نظر:
یه عده هم، شوخی سرشون نمیشه
›
سهشنبه ۲۷ دی س: دیشب یه سیدی، تو وسایلم پیدا کردم که روش یه مجموعه آهنگ بود ... س: بین آهنگها، یه آهنگ ثابتی پخش میشه که من هر چی فک...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب