یادداشتهای روزانه من
›
I am writing this post in Toronto using a wifi named "pamenar" whose password is Tir2Gholoo (with little modification!), in a stre...
›
پنجشنبه ۵ خرداد Two minutes before my talk, Chair: How do you pronounce your last name? Talk announcement: Chair: Our next talk is "bl...
›
داشتم با یکی از بچهها چَت میکردم. در مورد استاد جدیدش و ... صحبت میکردیم: اون: استاد جدیدم لب نداره. من باید تو خونه کار کنم. من: حالا با...
۲ نظر:
›
یکشنبه ۱۸ اردیبهشت این روزا، جو هاکی (روی یخ) و هاکی دیدن تو ونکوور خیلی داغه. چند بار اولی که هاکی تماشا میکردم (همون اوایل که اومده بود...
›
یکشنبه ۱۱ اردیبهشت تو این پست، سه نفر وجود دارن که اسمشون با پ شروع میشه! دیشب تولد پ(۱) بود. پس از خوردن کیک، به پیشنهاد پ(۲) مافیا بازی ...
›
شنبه ۳ اردیبهشت قابل پیشبینی ۱- (در کلاس کامپلکسیتی) یکی از بچهها، یه مقاله ارائه داد که تو اون از نظریهی بازیها استفاده شده بود. ای...
›
شنبه ۲۷ فروردین آخرین باری که رفته بودم ایران، روبروی دانشگاه تهران، هنوز هم میشد چند تا کتابفروشی پیدا کرد که هنوز به کتاب کنکور فروشی تب...
›
پنجشنبه ۲۵ فروردین خیلی وقتها پیش میاد که یکی از دوستام از دست یه نفر دیگه شاکی میشه و میاد پیش من دردودل میکنه. من، معمولا، خودمو جای ا...
عمیق فکر کن
›
یکشنبه ۱۴ فروردین چند وقت پیش با چند تا از بچهها داشتیم، رفتار و اخلاق راننده اتوبوسهای تهران و ونکوور را مقایسه میکردیم. ... من: تو ایر...
بدانم و بمیرم یا نادانسته و جاهل درگذرم!
›
پنجشنبه ۲۶ اسفند یه وقتهایی هست که یه چیزی رو نمیدونی و در نتیجه وقتی کسی ازت یه سوالی میکنه و یا با یکی صحبت میکنی راحت میگی من چیزی...
۱ نظر:
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب