یادداشت‌های روزانه من

›
پنج‌شنبه ۲۵ آذر داشتم تو خیابون قدم می‌زدم، چند تا دختر جلوی یه در خونه، رو پله نشسته بودن داشتن صحبت می‌کردن: اولی از دوستش پرسید: موهام خو...

توالت‌نوشته‌ها!

›
یک‌شنبه ۱۶ آبان نمی‌دونم شما چقدر به نوشته‌هایی که رو در و دیوار دستشویی‌ها تو ایران می‌دیدید دقت می‌کردین ولی من دقت می‌کردم. گاهی یکی ...
۱ نظر:

پیچیدگی

›
دوشنبه ۲۲ شهریور یکی: یه ماه رمضون دیگه هم تموم شد. من:‌آره! و این یکی برای من خیلی سازنده بود. یکی:‌ چطور؟ تو که اهل روزه گرفتن نبودی!؟ من:...
۲ نظر:

›
دوشنبه ۱۵ شهریور دو سه روز پیش با چند تا از بچه‌ها رفته‌ بودیم سینما که یه فیلم کمدی ( اسکات پیلگریم ) ببینیم. من ده دقیقه‌ی اول فیلم داشتم ...
۱ نظر:

›
شنبه ۳۰ مرداد داشتیم بحث می‌کردیم در مورد این‌که چند سال می‌خوایم زندگی کنیم و .... یکی: راستی! تو متولد چه سالی هستی؟ من: سال ۶۱ یکی‌دیگه ش...

›
سه‌شنبه ۲۲ تیر کارهایی هستن که یه نفر به تنهایی نمی‌تونه انجامشون بده. یه نمونه از این کارهااین‌ه که یه نفر عینکی (که چشم‌هاش نزدیک‌بین‌ه) ب...

›
دو‌شنبه ۷ تیر دیروز یه کشف جدید کردم!! فهمیدم چه جوری می‌شه (تو ونکوور) حدس زد که یکی کی از خونش اومده بیرون!!؟؟ راهش خیلی ساده‌است!!؟؟ اگه ...

›
سه‌شنبه ۱ تیر تا حالا فکر کردین که دخترها و خانم‌های واقعا مسلمون (یعنی اون‌هایی که حجاب کامل دارن) در کانادا و خیلی جاهای دیگه‌ی دنیا که آر...

هیش کی منو دوس نداره!

›
ش: بین دوست‌های علی‌رضا، تو محبوب‌ترین شون برای من هستی من: جدی؟! ش: البته بعضی وقت‌ها علی با تو رقابت می‌کنه ولی ... من: ممنون از تعریفت، و...

›
شنبه ۸ خرداد شنبه: منتظر یه خبر هستم. یک‌شنبه: یه اتفاق خوب افتاد. سه‌شنبه: یه خبر خوب رسید. پنج‌شنبه: یه جواب خوب گرفتم. جمعه صبح: یه اتفاق...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
با پشتیبانی Blogger.