یادداشتهای روزانه من
›
شنبه ۳۰ آذر شکست. دیشب شکست. من خودم صداشو شنیدم. اصلا انتظارشو نداشتم ولی واقغا صدای شکسته شدناش را شنیدم. تا حالا چند نفر دیگه هم همینک...
قحطی 2
›
وقتی تنهایی زندگی میکنی مطمئن هستی که اگه برای صبحانه چیزی نداشتی و تا شب هم حس خرید رفتن را نداشتی قطعا فردا صبح هم صبحانه نخواهی داشت. وق...
۲ نظر:
قحطی
›
پنجشنبه ۱۴ آبان من نمیدونم چرا وقتی یهچیزی تموم میشه همهی چیزهایه دیگهای که میتونن جایگزینش بشن هم تموم میشن. وقتی آب میوه تموم می...
The only man in the washroom!
›
Last night, some of my friends and I went to a pub. The washroom in the pub has something unique. Here, it is common to hang pictures and ph...
›
Am I luckey? Two days ago, I recieved two $50.00 ITunes' gift cards for free from Apple. I think I won those by entering my information ...
›
سهشنبه ۱۴ مهر امروز پس از ۴ روز راحت راه رفتم. قضیه از این قرار بود که دانشگاه ما هر سال روز اول اکتبر یه مراسم راهپیمایی و دویدن دور پردی...
صرفهجویی
›
سهشنبه ۲۲ بهمن قسمت نیست من اتاقمو تمیز کنم! چند روزی بود که فهمیدم کلیدهامو گم کردم. میدونستم که باید یه جایی تو اتاقم باشه ولی کجاشو ن...
جزئیات
›
چهارشنبه ۱۶ بهمن ش: علیرضا چه غذایی را بیشتر از هم دوست داره؟ من: سوال خوبیه! نمیدونم ! ش: خوب پرسیدن نمیخواد، یعنی تو این یکسال نفهمیدی...
۲ نظر:
سالی که نکوست از بهارش پیداست!
›
دوشنبه ۱۶ دی البته برای سال نوی میلادی باید این ضربالمثل را یکم تغییر داد. --دوشنبه ۲۹ دسامبر: امروز اینجا برف میاد. برای باکسینگ دی از...
یه روز بیمزه
›
چهارشنبه ۲۷ آذر میدونستم که امروز صبح تو دانشگاه جلسه داریم. دیشب مهمونی بودیم و دیدم که داره یه برف سبکی میاد گفتم که احتمالا تا صبح اینق...
۱ نظر:
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب