یادداشتهای روزانه من
یه شب ترسناک
›
دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۸۶ دیشب با علیرضا رفتیم مهمونی SFUIC . مهمونی از ساعت ۱۰ بود تا ۳:۰۰ تو یه کلوب تو مرکز شهر بود. برنامهی حرکت اتوبوسها...
۲ نظر:
دوچرخهسواری
›
یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۸۶ هنوز پاهام درد میکنه! یکی نیست به من بگه تو که تو کل عمرت بیشتر از نیمساعت پشتسرهم سوار دوچرخه نبودی چرا با یه جم...
›
دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ من نمیدونم این مشکل از منه یا از بقیه! من تقریبا هر کی که به نظرم خوشگل میاد به نظر بقیه خوشگل نیست و بر عکس. این مشک...
۱ نظر:
جستجوی علمی یا جستجوی ...
›
پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ امروز میخواستم یه تمرین را بنویسم (دوباره شدم مثل دورهی کارشناسی باید هر هفته دو تا تمرین تحویل بدم). من برای نوشتن...
اندر فواید پلیس خشن
›
سهشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۶ چند روز پیش تو اتوبوس نشسته بودم که یه مرد حدودا ۶-۳۵ ساله سوار اتوبوس شد و رفت ردیف آخر نشست. یارو کاملا مست بود و اص...
›
سهشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۶ دیروز وقتی این را خوندم کلی حال کردم. دیدم بالاخره یه آدم حسابی هم پیدا شد که به ایراداتی که به ذهن من میرسه رسیده.
›
یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ امروز صبح که از خواب بیدار شدم اول رفتم سراغ لپتاپم ببینم. دیدم که ساعتش، یه ساعت جلو رفته. با خودم فکر کردم حتما لی...
زبانشناسی
›
چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ این جماعت کانادایی نمیتونن اسمهای فارسی و عربی را درست تلفظ کنن. امیر ===> آمیر جواد ===> جآواد نوید ===...
آیا دخترها برخلاف مردها هستند
›
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ دیشب رفته بودیم خونهی دوتا از بچهها. جمع ما حدود ۱۲- ۱۳ نفر بودیم که همه پسر بودن به جز یه دختر. داشتیم حرف میزدیم ...
مسابقه
›
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ به بهترین پاسخ یک جایزه ویژه داده میشود: اگه یه شب ساعت ۱۲ یه پیامک دریافت کنید که توش نوشته باشه اگه دوسم داری برام یه ...
۲ نظر:
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب